کتاب هارداسان

کتاب هارداسان با قلم شیوای محمدمهدی رحیمی به رشتۀ تحریر درآمده و توسط شرکت انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. این کتاب خاطرات محمدمهدی رحیمی از ۱۰۵۰ روز همراهی و مشاهدۀ رفتار، منش، نگرش و دغدغههای آیت الله سید ابراهیم رئیسی در دورۀ ریاست جمهوری ایشان است.
کتاب هارداسان شامل ۲۲۲ روایت کوتاه از دوران خدمت شهید جمهور است. نویسندۀ این کتاب در دوران ریاست جمهوری شهید رئیسی مسئول روابط عمومی دولت بوده و در تمامی برنامههای رئیسجمهور حضور داشته است.
هارداسان کلمهای ترکی و به معنای «کجایی» است. به گفتۀ نویسندۀ کتاب، عنوان این کتاب از فریادهای جانسوز پیرمردی که در لحظات پساز حادثۀ سقوط بالگرد به گروه جستوجو کمک میکرد، الهام گرفته شده است.

برشی از کتاب هارداسان
یکشنبه، ۱۳ تیر ۱۴۰۰، ساعت ۲۲
برق رفته است. البته اتفاق تازهای نیست و چند سالی است که با رسیدن تابستان انتظار قطعی برق داریم؛ چه اعلام شده چه اعلام نشده. همگی در کنار تنها شمع باقیمانده در خانه جمع شدهایم تا چای بعداز شام را بخوریم. حدود دو هفتهای هست که سردبیری خبرگزاری مهر را تحویل دادهام و فرصت بیشتری برای بودن کنار خانواده پیدا کردهام. فهرستی بلندبالا از کارهای عقبمانده در ماهها و حتی سالهای اخیر تهیه کردهام تا در این ایام فراغت به آنها بپردازم. درحال صحبت هستیم که تلفنم زنگ میخورد.
کاوه است. میپرسد: «امکان صحبت داری؟» شرایط خانه را توضیح نمیدهم و چون حدس میزنم صحبتهایش طولانی است راهی بالکن میشوم. بندۀ خدا برق را قطع کرده؛ اما خدا که نور ماهش را دریغ نکرده!
بعداز حالواحوال میگوید: «فردا صبح مراسم تودیع حاج آقا رئیسی از قوۀ قضاییه است و عملاً ایشان از ظهر فردا صرفاً رئیس جمهور منتخب هستند و دیگر خود را مجاز به بهرهگیری از ساختار دستگاه قضایی، ازجمله حوزۀ اطلاعرسانی نمیدانند. پیشنهاد دوستان این است که شما از فردا عصر در دفتر موقت حاج آقا مستقر شوید و امور رسانهای دیدارها و جلسات ایشان را پیگیری کنید.» میخواهم بگویم تازه به خودم مرخصی دادهام و لیستی از کارهای معطل مانده دارم، اما زبانم نمیچرخد. فقط میگویم: «ما تازه از خبر فرار کردیم. طولانی نشود!» میگوید: «نه، همین ایام گذار تا استقرار در ریاست جمهوری است.»


